نازنین من , دختر عزیزم نازنین من , دختر عزیزم ، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره

نازنین زهرا,عزیز مامان و بابا

زیارت حرم مطهر امام رضا(ع)

1392/10/1 2:31
نویسنده : مامانی
272 بازدید
اشتراک گذاری

niniweblog.comniniweblog.comبهانه ی قشنگ زندگی ام................

پنج شنبه شب من وشما به همراه بابایی رفتیم حرم...اون شب

بخاطراینکه هوا خیلی خیلی سرد بود niniweblog.comقرار شد زود زیارت کنیم

وبرگردیم...رفتیم پشت پنجره های فولادی  رو زیارت کردیم که

بابایی گفت:زو دبریم که نازنین جووون سرما میخوره!!!!!

من هم اطاعت  امر کرده وزود براه افتادم که برگردیم؟ که شما 

دختر مهربونم گفتی:بابایی من میخوام برم تو( روبروی ضریح)...

بابایی وقتی دید شما دوست داری بری داخل  ،گفت:برین وزود

برگردین!!موقعی که به روبروی ضریح رسیدیم دیدم داری با خودت

حرف میزنی؟.............

وقتی که خوب گوش دادم ،دیدم داری صلوات میفرستی niniweblog.comمن

ازت پرسیدم چی میگی مامانی؟؟؟ گفتی واسه شما،بابایی

وفرشته جون وخاله فرزانه دعا کردم...بعدش گفتی حالا برگردیم!!!!!!!!!!!

قربون اون دل مهربونت بشم  منniniweblog.com 

زیارتت قبول خورشیـــــــــــــــــد زندگی امممممممممممممممممم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

خاله جون جون جونی
1 دی 92 7:52
زیارت قبول قربون دل مهربونت بشم عزیزم
مامانی
پاسخ
فهیمه
1 دی 92 13:03
زیارت قبول فرشته دوست داشتنی
مامانی
پاسخ
قبول حقممنون خاله جوووووووووووووووون
مامان ایمان جون
3 دی 92 19:10
زیارت قبول عزیزم
مامانی
پاسخ
ممنونم عمه جوووووووووووووونی