نازنین من , دختر عزیزم نازنین من , دختر عزیزم ، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 23 روز سن داره

نازنین زهرا,عزیز مامان و بابا

شعر خواندن دردونه مامانیییییییییییییییییییی

1392/9/10 13:05
نویسنده : مامانی
328 بازدید
اشتراک گذاری

قربون شعرخوندنت برم من الههههههههههههههههیبارون میاد جرجر \پشت خانه هاجر \هاجر عروسی داره\دمب خروسی داره\هاجر خانوم اندی(قندی)\اسبتو  چو جا(کجا)میبندی\زیر درخت  نرگس \داغتو نبینم هرگــــــــــــــز ......

باز تلفن زنگ میزنه/تو دوشم(گوشم)آهنگ میزنه/من دوشی (گوشی)رو برمیدارم/میگم الو باباجون سلام دارم.........

چوچولوام چوچولو(کوچولوام کوچولو)/هستم مثال هلو/ اد (قد)وبالام کوتاهه/ چشم وابروم سیاهه/مامان خوبی دارم/ خیلی دوستش میدارم/میشینه توی خونه/میدوزه دونه دونه/میپوشم خوشگل بشم/مثل دسته دول(گل)بشم......

هوهو چی چی/اطاری(قطاری)میپیچی مثل ماری/تلق وتلوق راه میری/واگن رنگی داری/بابچه ها رفیقی/سوت میکشی نازی/چوجا(کجا)میری باسرعت/اطار(قطار)شهر بازی.........

پاییزه وپاییزه/برگ درخت میریزه/هوا شده کمی سرد/روی زمین پراز برف.......


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

خاله جون جون جونی
11 آذر 92 13:14
عزیزم شما خیلی باهوشی پس چراوقتی زنگ میزنم صحبت نمیکنی
مامانی
پاسخ
آخه یک کم خجالت میکشممممممممممممم
آبجی جون
17 بهمن 92 13:26
خیییییییییییییییییییلی قشنگ و شیرین شعر می خونی عشقم
مامانی
پاسخ
مرسی آبجی خوشگله